جمعه 3 خرداد 1398 - ساعت: 10:39
1
4

مطمئناً همتون شنیدین که نیروی انتظامی خیلی کثیفه. محاله یه نفر توی نیروی انتظامی باشه، باهاش حرف بزنیم و این حرف رو نزنه.
من خودم زیاد باور نمی‌کردم.
چرا باید نیروی انتظامی ما اینقدر فساد توش باشه؟ پس مردم به کجا اعتماد کنن؟ به کی اعتماد کنن؟ چرا باید با رشوه همه کار کنن و حق‌ها رو ناحق؟

چند روز پیش کارم به کلانتری کشید. باید یه ابلاغیه‌ای رو میرسوندم به دست متهم. شکایت کرده بودم از یه نفر.
سومین ابلاغیه بود. دو تا ابلاغیه قبلی رو از طریق یه کلانتری دیگه انجام داده بودم. بزارید اصلاً اسمشو بگم. از کلانتری قصرالدشت شیراز انجام داده بودم. نهایت همکاری رو میکنن واقعاً. با حوصله جواب میدن و کار رو بدون اینکه وقتتو تلف کنن انجام میدن.

سومین ابلاغیه رو باید از طریق کلانتری 11 زند شیراز باید انجام میدادم.
قبل از ظهر رفتم. گفتن که سرباز نداریم. باید بری ساعت 3 به بعد بیای.

ساعت 3 رفتم. منتظر مسئولش شدم که بیاد. یه سربازی اونجا بود. گفتم کادرها کجان که ازشون سوال بپرسم؟ خندید و گفت همشون رفتن جلسه.
یهو در اتاق جلسات باز شد که بوی غذا همه جا رو گرفت. عجب جلسه‌ای بود. اونم تو ماه رمضان.
از هر کسی هم میپرسیدم جوابی بهم نمیدادن. انگار قهر بودن :| اصلاً کاری انجام نمیدادن. اون روز هم فکر کنم بهشون شونه تخم مرغ داده بودن، همشون یا شونه تخم مرغ دستشون بود یا اینکه در مورد تخم مرغ داشتن صحبت می‌کردن. چه موضوع مهمی!!!

خب. مسئولش در حالی که با زبون و دستش دندونش رو پاک می‌کرد، اومد. بدون اینکه توجهی کنه رفت تو اتاقش. رفتم پیشش. برگه رو دادم بهش.

‌گفتن سرباز نداریم. میتونی بری فردا صبح ساعت 8 صبح بیای یا اینکه منتظر بمونی ساعت 18 که سربازها بیان و یکیشو بگیم که بیاد این ابلاغیه رو برسونه.
من رفتم خونه. 17:45 برگشتم کلانتری.
گفتم بهشون. گفتن منتظر بمون. تاااااااا ساعت 20 منتظر بودم.
البته همون ساعت 18 مسئولش اومد پیشم. گفت شغلت چیه؟ گفتم برنامه نویسم. (نمیدونست برنامه نویس یعنی چی). گفت مغازت کجاست؟ گفتم مغازه ندارم. خونه کار می‌کنم. حدس زدم که یه چیزی میخواد. میخواست با توجه به شغلی که دارم یه چیزی بگیره. ولی گفتم شاید دارم اشتباه می‌کنم.
گفت ببین. میتونم خودم بیام برات انجام بدمااااا. یه نگاهی به چشمام کرد. منتظر بود که من یه چیزی بگم. باز حدسم بیشتر شد که این رشوه میخواد :|
منم چیزی نگفتم.
خندید و رفت. ساعت 8 دیگه میخواست بره خونه. رفت لباس شخصیش رو هم پوشید. گفتم خب حالا که داری میری خونه بیا اینم برسون. گفت باشه.
البته اینم بگم که سرباز داشتااا. نمیداد. رشوه می‌خواست.
ساعت 8 شد. اومد. با موتور بود. منم افتادم دنبالش که بریم برسونیم.
تو ماشین که سوار شدیم، به دوستام که تو ماشین بودن، گفتم این یارو مشکوک میزنه. رشوه میخواد. پس گوشیمو روشن کردم. گذاشتم رو حالت ضبط.
رسیدیم. رفتم پیشش. گفتم اینجا باید تحویل بدی.
بهم گفت: "دیگه خودت حواست بهم باشه هااا"
منم خودمو به اون راه زدم. گفتم حواسم به موتورت باشه؟
خندید و گفت: یا تو خیلی پاستوریزه هستی یا اینکه تا حالا کارت به کلانتری نخورده.
گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی تا حالا تو کلانتری کارتو راه ننداختن؟ گفتم نه والا. اولین بارمه دارم میام کلانتری.
رفت. ابلاغیه رو رسوند.
برگشت. گفت حالا چکار کنیم؟
گفتم شما بفرمایید.
گفت اینجا که نمیتونم بهت بگم. شلوغه. دوربین هم زیاده اینجا. دوستات هم هستن.
برو اینبار. دفعه بعد :|

یعنی نگاه کنید. برای اینکه وظیفشون رو انجام بدن از آدم رشوه میخوان. خدا میدونه چقدر رشوه گرفتن و چقدر حق‌ها رو ناحق کردن.
برگشتم رفتم کلانتری. پیش رئیسش.
گفتم این اتفاق افتاده. خودش گفت فلانی؟ گفتم آره.
گفت چقدر بهت گفت؟ گفتم به اونجا نکشید که بخواد پرداخت کنم چیزی بهش.
گفت خوب کردی گفتی.
ولی به احتمال خیلی زیاد خود رئیسش هم همینکاره بود. (اینو نمیگم هستااا. فقط احتماله. وگرنه اگه نبود تعجب میکرد. من جاش بودم همونجا زنگ میزدم که بیاد کلانتری که تکلیفشو مشخص کنم. انگار نه انگار)
رفتم بیرون. زنگ زدم 116 که شکایت کنم. انجام دادم. ولی جوابی نگرفتم تا الان.
ولی من پیگیری میکنم باز.
البته هر جایی هم میرم که بگم چطوری میتونم شکایت این‌ها رو بکنم، میگن که کلاً سیستم فاسده. هر جایی بری باز رشوه میگیرن و دستت به هیچ جایی بند نیست.
در اصل یه مشکل بزرگ اینه که نمیزارن گوشی و ... با خودت ببری توی کلانتری. چون اگه بتونیم ببریم، خیلی راحت میتونیم فیلم صدا ضبط کنیم. اصلاً چرا نباید بتونیم ببریم؟ مگه کار خاصی دارن انجام میدن؟ اصلاً به خاطر همینه که جرأت میکنن این غلط‌ها رو بکنن. وگرنه اگه ترس داشته باشن مگه میتونن کم کاری کنن؟
به نظرم این باید اصلاح بشه. باید همه مجوز داشته باشن هر اداره دولتی که میرن مدرک جمع کنن و فیلم و صدا ضبط کنن.

لطفاً اگر کسی یه آدم درست میشناسه که اهل رشوه و ناحقی و ... نباشه، بهم معرفی کنه که برم پیشش و این موضوع رو پیگیری کنم.
چقدر باید جلوی اینها ساکت بشینیم و کاری انجام ندیم؟
قطره قطره جمع گردد.

نظرات دیگران (1)
کارت درسته مهندس جان. همه چیز درست میشه. خونه ی ظلم از خونه ی عنکبوت، هم سست تره و هم ویرانیش بیشتره....
A
جمعه 3 خرداد 1398 - ساعت: 16:11
پاسخ
تو هم اگر حرفی داری بزن
ایمیلت منتشر نمیشه، فقط برای داشتن اطلاعات بیشتره
پاسخ به
#
#